زهراغریبیان لواسانی دانشآموختۀ فلسفۀ غرب و عرفان. از سال 1386 تاکنون مثنوی را در مراکز متعدد فرهنگی تدریس کرده و مقالات و کتابهایی در حوزۀ مولاناپژوهی نوشته است؛ ازجمله کتابهایش: باغ سبز عشق، غربت وجودی و تمام هیچکسهای من است. در اثر پیشرو نیز نگرش مولانا را از خلال مثنوی و غزلیات، در موضوعات مختلف رصد کرده است.
۰ تومان
سماع مولانا جلالالدین پس از دیدار او با شمس تبریزی رقصی بهسوی خداوند و عروجی به عالم معناست. به میزانی که مولانا از چهارچوب شهرت و مقام و هرآنچه منیت بود، دور میشد، با پرواز از عالم حس، قدم به عالم ماورایی میگذاشت که در آن پایکوبی تمام جهان را مشاهده میکرد. مولانا بیآنکه مراسم و آیینی را از قبل بداند، در این شور و مستی جهان حضور مییافت.
برای مولانای بهدورشده از جاه و مقام و برخوردار از جانی مصفا و آیینهوش، جهان بزم خود را به تماشا گذاشته بود و او میرقصید و در این حرکت دایرهوار رقص سماع مولانا به حرکت و چرخش جهان متصل می شد و روح او پژواک موسیقی کهکشان و هارمونی جهان را در خود نظاره میکرد.
حال مولانا که خود از جنس موسیقی شده بود، هر آوا و صدایی را میشنید، برای او تداعیگر موسیقی ازلی آسمانی بود که در گردش افلاک وجود داشت و ناخواسته به سماع میپرداخت:
بانگ گردشهای چرخ است اینکه خلق
میسـرایـنـدش بـه طنـبـور و بـه حـلق
مـا هـمـه اجـزای عـالـم بـودهایـم
در بـهـشـت آن لـحـنهـا بـشـنـودهایـم




دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.